بزرگترین وبلاگ تخصصی ، تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، آموزشی و تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، آموزشی و تفریحی ایرانیان

علل گرایش جوانان به اعتیاد

علل گرایش جوانان به مصرف نا به جای مواد مخدر و داروهای اعتیاد آور ممکن است انگیزه های گوناگونی داشته باشد که در ذیل به برخی از آن ها به طور خلاصه اشاره می گردد :

عوامل محیطی:

دوستان ومعاشرت ناباب ، در دسترس بودن ، فراوانی مواد مخدر در جامعه ، عامل اغفال از طرف فروشندگان مواد مخدر ، شکست های اجتماعی ، نابه سامانی ها ، مشکلات خانوادگی از قبیل از هم پاشیدگی خانواده ، نداشتن سرپرست صلاحیتدار ، آگاه نبودن والدین از اصول تعلیم وتربیت ، عدم وجود رابطه صحیح ومنطقی و دوستانه والدین با فرزندان ، عدم کنترل صحیح فرزندان توسط والدین در دوران کودکی و نوجوانی ، فراهم نبودن امکانات سرگرمی و تفریحات سالم در اوقات فراغت ، فقر ، بیکاری ، در برخی اوقات رفاه بیش از حد ، ناراحتی های ناشی از نابرابری های اجتماعی و اقتصادی ، عدم آگاهی از اعتیاد و مضرات آن ، عدم توجه به تعالیم مذهبی و اشاعه معنویات ، وجود محیط های تنش زا و پر کشمکش ، رهایی از قیود اجتماعی .

عوامل فردی:

نارساییها و نقص شخصیتی ، رهایی از برخی دردهای جسمی ، انگیزه لذت جویی ، کنجکاوی ، تجربه وکسب یک احساس جدید ، تمایل و کشش به مصرف ، احساس پوچی و زاید بودن در خانواده و اجتماع ، احساس طرد شدگی ، احساس تنهایی و اندوه ، عدم اطمینان به آینده ، یاس و ناامیدی ، بی ارادگی ، احساس لذت جنسی کاذب ، فشار روحی و ناراحتی های فکری ، اظطراب و افسردگی ، سرخوردگی های روانی ، بی خبری از واقعیت ها ، تسکین و تخدیر اعصاب و مراکز عصبی برای رهایی از فشارها ، فقدان علایق و ارزش ها و. . . . جزو عوامل فردی مؤثر در گرایش به اعتیاد هستند .

همچنین اکثر معتادان جوان از یک زمینه ی شخصیتی نا سالم و نا متعادل برخوردارند . بیشتر آنان افرادی خودشیفته ، زود رنج ، ایرادگیر و وسواسی ، نگران و مظطرب ، گوشه گیر و انزواطلب ، افسرده و ناتوان در تحمل مشکلات می باشند و بیش از حد به خویشتن و تمایلات و نیازهای خود اهمیت می دهند و احیاناً برای خود ارزش و محبت یش از اندازه ای قائلند .

جوان معتاد به مواد مخدر اغلب فردی است که برای فرار از واقعیت ها در دنیای خود فریبی به سر برده و زیر بار مسئولیت های اجتماعی و حیاتی نمی رود.

حجامت یعنی چه ؟

حجامت اصطلاحا به روشی ازخونگیری اطلاق می شودکه جهت درمان بعضی ازبیماریها بکار می رود ودارای سابقه تاریخی هفت هزارساله می باشدوبه عنوان یک سنت الهی درروایات وسیره پیامبران وائمه اطهار(ع) مطرح گردیده وجزءاحکام امضائی اسلام است ودرطب سنتی به عنوان رکن درمان به حساب می آید به زبان علمی ازحجامت به (scarification؛wetcuppinq؛bloodiettinq؛drycuppinq )تعبیر می شود که البته باتوجه به مفاهیمی که ازدیدگاه اسلام به دست می آید واژه های نامبرده کامل نیستند.

روش انجام حجامت چگونه است ؟

پس ازمعاینه واخذ شرح حال ازبیمارموضعی که برای حجامت تعیین شده است ضدعفونی  گشته سپس بالیوان حجامت که بصورت یکبارمصرف ساخته شده به مدت چنددقیقه بادکش می شود بعدازایجادانبساط چندخراش سطحی ایجادمی گردد آنگاه به تناسب وضعیت جسمی ؛بالینی وعروقی بیماردرسه الی پنج مرحله ازوی خون گرفته می شود.این عملیات مجموعادرمدت حدود20دقیقه انجام می شود که خون گرفنه شده حداکثر به 50تا70سی سی بالغ می گردد.درحجامت خشک مرحله خونگیری انجام نمی شود.

حجامت تاچه حدجنبه علمی دارد؟

تلاش علمی برای توجیه حجامت درجهان شروع شده است وتالیفاتی نیزدراین زمینه منتشر گردیده است ((حجامت یک روش درمانی آزموده ))حاصل پژوهشی است که آقای دکتریوهان آبله درکشورآلمان انجام داده است .برخی ازمتخصصین آمریکایی نیزتحقیقاتی دراین موضوع منتشر ساخته اند ویکی ازکلینیک های مجهزپژوهشی پیرامون حجامت درآمریکا تاسیس گردیده ودرحال بررسی علمی روی حجامت می باشد دربرخی ازکشورهای آسیایی نیز اثردرمانی حجامت می باشد.دربرخی ازکشورهای آسیایی نیزاثرحجامت برروی بیماریهای خاص موردمطالعه قرارگرفته است وگزارش آن منتشر گردیده است .دردانشگاه شهید بهشتی ایان هم درسالهای 71-72چندطرح پژوهشی پیرامون حجامت اجراگردیده است ازآن جمله ((مقایسه خون وریدوخون حجامت ازنظر فاکتورهای بیوشیمیایی ))؛((مقایسه مواضع حجامت بامسیرمریدیان های طب سوزنی ))؛((بررسی تاثیر حجامت بربیماریهای عصبی سردردهای میگرنی))؛به صورت پایان نامه دکتری می باشد.((بررسی اثر حجامت برسروتونین خون ))نیزپژوهشی دیگراست که دردانشگاه تهران درشرف انجام است وگزارش اولیه آن درپنجمین کنفرانس بین المللی طب اسلامی درهندوستان درسال 1999ارائه گردیده است .دانشجویان سال آخرپزشکی ورشته های مرتبط؛موضوعات متعددی رادراین زمینه به صورت پایان نامه تدوین کرده اند.پزشکان ومحققان عضوشده ودرمان بیماری های گوناگون راباروش حجامت موردتحقیق قرارداده اندودراین زمینه اطلاعات ارزشمندی رابه دست آورده اند.   www.zibaweb.com سایت زیبا وب

حجامت تاچه حدارزش درمانی دارد؟

درمنابع طب اسلام وطب سنتی حجامت به عنوان یکی ازارکان مهم درمان ذکرگردیده است وبیماری های گوناگون رادرمان می کندوبه صورت اختصاصی درمنابع طب اسلامی به شکل پیشگیرانه درمان همه بیماریها شمرده شده است ودرموردبیماریهای خاص درمان تمامی بیماریهای ناشی ازغلبه خون گفته شده است .بوعلی سینااعتقادداردصفراوسودانیزازطریق حجامت قابل دفع است .

آیاهمه پزشکان حجامت رابه بیماران توصیه می کنند ؟

خیر-اطلاعات پیرامون حجامت درجامعه پزشکی محدوداست .به طورکلی دردانشکده های پزشکی ایران این موضوع تدریس نمی شود.فقط دربعضی ازدانشگاههای آمریکا؛انگلیس ؛آلمان ؛وچین این موضوع به شکل کلاسیک تدریس می شود.طبیعی است که وقتی پزشکان ماازویژگی های درمانی آن بی اطلاع هستند همه اقدام به این عمل نمی کنند.ازسوی دیگراطلاعاتی که مطرح گردیده است بسیارجدیداست وبیش ازپنج هزارسال ازعمران نمی گذرد.پزشکانی که درایران بااین موضوع آشناهستندبه هزارنفرنمی رسند.

حجامت دردرمان چه بیماریهای بکارمی رود؟

حجامت درموردبیمارهای هایپرلیپیدمی (چربی خون بالا)؛دیابت غیروابسته به انسولین ؛دردهای عضلانی ؛سردردهای عصبی ؛ومیگرنی ؛بیماریهای پوستی شامل آکنه ؛پسوریازیس ؛آلرژی های دارویی ؛غذایی ؛فصلی ؛اعتیادبه مواد مخدر؛بیماریهای انسدادی عروق کرونر؛عوارض بعدازیائسگی (منوپوز)دردهای قاعدگی درزنان ودوشیزگان (دیسمونوره)وبرخی بیماریهای عفونی ؛هورمونی وغددکاربردارد.

آیااستفاده ازفوایدحجامت تنهابرای درمان بیماریهاست ؟

بیشترین کاربردانواع حجامت دربعدازبیماریهاست وبامکانیسم مختلفی ازجمله تنظیم سیستم ایمنی موجب پیشگیری ازبیماریها می گرددوبدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که کاربردحجامت فقط برای درمان بیماریهانیست .

حجامت نسبت به سایرروشهای درمانی متداول چه مزیتهایی دارد؟

بطورکلی حجامت یک روش درمانی بدون عوارض جانبی است واگربه صورت تخصصی ازآن استفاده شود برتری های فراونی نسبت به روشهای درمانی جاری مانند مصرف داروهای شیمیایی وجراحی دارد.مزیتهای درمان باحجامت می توان بطورخلاصه بدین شرح بیان کرد:

1-حجامت یک روش درمانی بدون عوارض جانبی است .

2-حجامت برای تمامی سنین (به جزچهارماه اول زندگی )کاربرددارد.

3-حجامت باحداقل توان فنی وتجهیزات اجرایی می تواند بیماریهای سخت ومزمن رادرمان کند.

4-حجامت هیچگونه وابستگی فنی ؛علمی وابزاری به خارج ازکشورندارد.

5-حجامت یک رفتاردرمانی سرپایی است ونیازی به تجهیزات بیمارستانی ندارد.

6-درحجامت فاکتورهای مداخله گروجودنداردویک رفتارکامل موجب درمان می شود.

7-حجامت یک دستوردینی است توان جلب تاثیرات روانی درآن بالاست وازاین طریق علاوه برافزایش سطح درمان پذیری موجب تقویت فرهنگ واعتقادات مذهبی وارتباطانسان باخدامی شود.

درموردچه افرادی نبایدحجامت کرد؟

حجامت پیشگیرانه خطرافرین نیست وبه منظورپیشگیری ازبیماریها می توان هرسال حداقل درفصل بهار حجامت کردوحداقل فاصله زمانی برای حجامت ازیک ماه شروع می شود تاسن روزفاصله یعنی چهل ساله چهل روزیک بار؛پنجاه ساله وپنجاه روزیکبارو000ولی حجامت درمانی اگرتوسط افرادغیر مطلع انجام شودممکن است موجب درمان نگردیده ویااشکالاتی راپدید آورد.درموردافرادزیرنبایدحجامت کرد:

1-افرادی که باتعریف طب اسلامی وطب سنتی دچارغلبه شدیدبلغم هستند.

2-کودکان ازبدوتولدتاچهارماهگی

3-زنان باردارتا ماه چهرم بارداری

4-زنان درمدت ایام عادت ماهیانه

5-افراددارای کمبودپلاکت خون

6-افرادی که دچارفشارخون مقطعی بالاهستند(دراین افرادابتداباید بااستفاده ازحجامت گرم وخشک به طریق مخصوص فشارخون راکاهش داده وسپس اقدام به حجامت کرد)

انجام چندمرحله حجامت درسال بی خطراست ؟

برای طبایع بلغی وصفراوی انجام 1الی 3مرحله درسال مفیدوبی خطراست وبیشترازآن نبایدتجویزنگردد.برای طبایع سوداوی به همراه یک سلسله تمهیدات درمانی دیگر تعدادرامی توان افزایش داد .سقف حجامت موردنیازطبایع دموی ؛سن روزفاصله است .یعنی فردسی ساله سی روزیکبار؛چهل ساله چهل روزیکبار؛و000والبته کمترازسی روزیکبارنبایدتجویزگردد.

بیماران جهت انجام حجامت بایدبه چه اشخاص ومراکزی مراجعه کنند؟

پزشکانی که دوره آموزش اجراوروش تجویزراگذرانده باشند صلاحیت انجامت رادارند.پیراپزشکان نیزدرصورت گذراندن دوره آموزشی می توانندحجامت نمایند ولی تجویزحجامت بایدبانظرپزشک آشنا بااین روش درمانی صورت گیرد.لازم به تذکراست که بخشنامه های اخیروزارت بهداشت ؛حجامت رایک رفتاردرمانی نیازمند به پژوهش علمی توصیف کرده است واین امررادرغالب طرح های پژوهشی زیر نظرمراکزتحقیقاتی ودانشگاههای میسر می داندبیماران برای انجام حجامت می توانند به بیمارستانهای مجری این طرح مانندبیمارستان لقمان حکیم (تهران )وشعبات موسسه تحقیقات حجامت ایران وپزشکانی که عضوموسسه تحقیقات حجامت ایران هستند ودوره آموزشی خودراطی کرده اندمراجعه نمایند.

حجامت درجامعه علمی ماتاچه حدپذیرفته شده است ؟

به طورکلی جامعه علمی یک بازنگری اساسی به رفتارهای درمانی اسلامی وسنتی دارد واین حرکت بسیارپرشتاپ پیش می رود ودرزمینه حجامت نیز جامعه علمی جهانی درمراکزعلمی دردانشگاههای آمریکا اروپاوچین به این امرتوجه کرده است وکارشناسان امرنیزاطلاعات خودرادرمعرض نشر عمومی قرارداده اندووسایل سمعی بصری نیزبه اطلاع رسانی پرداخته اندلکن درجامعه علمی ایران این موضوع به شکل یک باورعلمی متولد نشده است وبیشتر کارشناسان منتظر هستند تاگزارشات کشورهای خارجی منتشر گرددوزمانی که گزارشی ازآن سوی مرزمی بینید به این موضوع روی می آورند .

آگاهی  جامعه سنتی نسبت به این روش تا چه حداست ؟

افراد بالای چهل سال معمولا بااین روش آشنایی دارند وبرخی نیز ازکارآایی آن اطلاعات سطحی وبسیار کم اهمیت است ولی می توان ایده های درمانی مناسبی راازآن میان استنباط کرد وبه عرصه توجیه عملی برد در حال حاضر مجموعه اطلاعاتی دراین زمینه جمع آوری شده ودرشرف انتشار است

شیوه سنتی حجامت درایران چه قدمتی دارد؟

قدمت حجامت درایران به قبل ازاسلام می رسد بهرام گوریکی ازپادشاهان ساسانی چون درمان بیماری خودرا منحصر به حجامت یافت دستوردادتااین روش درایران رایج گردد براساس استنادات تاریخی این روش درمانبی دردانشگاه جندی شاپورتدریس می شده است وردپای فرهنگی آن درادبیات کشورمشاهده می گردد سالانه درفصل بهار مردم ؛کودکان ومیان سالان خودراحجامت می کردند واصطلاحا این مراسم را عید خون می نامیده اند ومعتقد بودند بادفع فضولات وسموم ازبدن موجبات سلامتی فرد را فراهم می نماید ابزار حجامت سنتی درموزه ها ودرمراکز آثارباستانی تازمان هزارسال قبل به چشم می خورد.

جایگاه حجامت درطب سنتی ماکجاست ؟

تمامی بزرگان طب سنتی ایران ازحجامت به عنوان یکی از ارکان مهم درمانی ذکر کرده اند محمدذکریای راضی در کتاب الحاوی شیخ الروئس  ابوعلی سینا درکتاب قانون در طب سید اسماعیل جرجانی درکتاب ذخیره خوارزمشاهی عقیلی خراسانی درکتاب خلاصه الحکمه فی مجمع الجوامع به شیوه گسترده ای پیرامون حجامت وکاربردآن دردرمان صحبت کرده اند واز حجامت برای درمان بیماریهای فراگیر ومهمی مانند سکته قلبی ؛مالیخولیا ؛سردردهای میگرنی وبخشی ازبیمایهای پوستی بهره می گرفته اند .در طب اسلامی ومنابع مذهبی نیز توصیه های فراوانی به انجام حجامت شده است .رسول اکرم (ص)وائمه اطهار(ع)خود حجامت می کرده اند وروش انجام آن را بیان فرموده اند وویگیهای درمانی آن رابرشمرده اند یکی ازمهمترین روایاتی که درزمینه حجامت درمنابع معتبر روایی آمده است ودرذیل آیه یک سوره اسری درتفسیر المیزان وبرخی ازتفایر آمده است .درحدیث شب معراج که رسول اکرم (ص)می فرمایند ((وقتی که به آسمان هفتم صعود کردم برهیچ ملکی ازملائک گذرنکردم مگراینکه گفتند یامحمدحجامت کن وامتت رابه حجامت کردن امرفرما)).

الگویی از رفتار معقول دو جنس مخالف

نوشتار حاضر تحت عناوین زیر سامان یافته است :
الف ) مدخل بحث

ب ) طرح آیات مربوطه

ج) درسهایی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر
د) جمع بندی و نتیجه گیری

الف) مدخل بحث :
در مقدمه نوشتار ، برای ورود به بحث تأمل بر روی نکاتی چند در رابطه با مفهوم الگو ضروری می نماید
:

1 ) واژه الگو را مرحوم دهخدا در لغت نامه ، در معانی سر مشق ، مقتدی ، اسوه ، قدوه ، مثال ، نمونه آورده است . و در اصطلاح ، "آلن بیرو" ، الگو" را بدین نحو تعریف نموده است :
الگو آن چیزی است که شکل گرفته و در یک گروه اجتماعی به این منظور که به عنوان مدل یا راهنمای عمل در رفتارهای اجتماعی به کار می آید ، حضور می یابد . از دیدگاهی هم کارکردی و هم _ روانی _ اجتماعی باید گفت الگو ها آن شیوه های زندگانی هستند که از صوری فرهنگی منشأ می گیرند
.
افراد بهنگام عمل بطور طبیعی با این الگو ها سروکار دارند و اعمال آنها با این الگوها تطابق می یابند
.

2 ) واژه الگو ( pattern ) که کاربردی در علوم اجتماعی و تربیتی دارد ، از سوی بعضی محققین معادل و مترادف واژه "اسوه" گرفته شده که در فرهنگ دینی و اسلامی مستعمل است .

مثلاً گفته می شود که "اسوه نیز همچون معادل فارسی الگو ، علاوه بر آنکه بر نمونه های عینی و مصادیق خارجی امور و مفاهیم اطلاق می شود ، به معنی طرحها و روشهای عمل و سلوک نیز می باشد ." و حال آنکه بعضی دیگر معتقدند که اگر اسوه ها را افرادی بدانیم که از افق های بلند و بسیار دور دست ، مردمان اعصار مختلف را تحت تأثیر خود قرار می دهند . در سطحی محدود تر می توان از الگوها یاد کرد که در محیط خویش با دیگران تفاوت دارند و می توانند نمونه های عینی برای سر مشق گرفتن نوجوانان و جوانان باشند.

3 ) از جمله روشهای تربیتی برای ساختن و بازسازی جسم و جان افراد ، بهره بردن از روش " توجه دادن به الگوها است."
اگر چه الگوها می توانند " بد یا خوب باشند ، ولی در یک نظام تربیتی ، تمرکز و توجه به الگوهای خوب و حسن است . در این پژوهش نیز به عنوان الگوی حسنه " روابط دختر و پسر " از نگاه دینی به ترابط " موسی و دختران شعیب " توجه و تأکید شده است
.
ضمناً معنای الگو در این پژوهش متفاوت از اسوه گرفته شده تا کلیه نقش آفرینان در این داستان بتوانند پند آفرین و مدل تربیتی باشند و واضح است که "موسای" قبل از پیامبری که در این نوشتار مورد تأمل قرار گرفته ، به تعریف الگوی متفاوت از اسوه نزدیک است . ( در قرآن مجید از دو پیامبر تحت عنوان اسوه یاد شده است . حضرت ابراهیم ، سوره ممتحنه / 4 و پیامبر اسلام ، احزاب / 21 )

ب) طرح آیات مربوطه :
بدنیست ، قبل از هر گونه داوری و تحلیل در روابط دختر و پسر ، الگوی منتخب در قرآن ، به نقل از ابن کتاب مقدس عیناً منعکس گردند . این داستان را می توانیم در سوره قصص از آیه 23 به بعد ببینیم (4) : داستان مربوط به زمانی است که حضرت موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی از دشمن به جانب مدین بیرون رفت . در آیه 23/ قصص می خوانیم " و چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدین رسید ، آنجا جماعتی دید که حشم و گوسفندانشان را سیراب می کردند
.
و دو زن را یافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری و اختلدها گوسفندانشان مشغول بودند . موسی به جانب آن دو رفته ، گفت شما اینجا چه کار می کنید ؟ گفتند که منتظریم تا مردان ، گوسفندانشان را سیراب کرده ، باز گردند ، آنگاه گوسفندان خود را سیراب کنیم و پدر ما مردی سالخورده است
. "
در آیه 24 / قصص اشاره شد که موسی گوسفندانشان را سیراب کرد و دست به دعا برداشت . در آیه25/ قصص آمده " موسی هنوز از دعا لب نبسته بود ، دید که یکی از آن دو دختر با کمال وقار و حیاء باز آمده گفت پدرم از تو دعوت می کند تا به منزل ما آیی و در عوض سقایت گوسفندان ما به تو پاداش دهد. چون موسی نزد او ( شعیب ) و دختران رسید و سرگذشت خود را با شعیب حکایت کرد ، شعیب گفت اینک هیج نترس که از شر قوم ستمکار نجات یافتی ." در آیه 25/ قصص می خوانیم . " یکی از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : ای پدر این مرد را به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسی که باید به خدمت برگزید ، کسی است که امین و تواناست . " و در آیه 26/ قصص آمده" شعیب گفت : من اراده آن دارم که یکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم ... " و در آیه بعد از پذیرش این عهد از سوی موسی سخن به میان آمده است
.
اگر پذیرفته شده باشد که طرح داستانها در قرآن گزافه نبوده بلکه برای درس ، پند و عبرت است ، در اینصورت بازیگران و نقش آفرینان قصه ها و داستانها الگوهای خوب یا بدند و نقش آفرینان _ مثبت ، الگوهای حسنه قرآنند . با این نگاه اکنون به درسهایی که از این الگوی حسنه قرآنی برای ارتباط دختر و پسر می توان آموخت ، می نشینیم .

ج ) درسهایی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر :

1) اگر در این داستان ، دختران شعیب ، الگوی دختران و موسی ، الگوی پسران در روابط دختر و پسر باشد حداقل دو الگوی ارتباطی در این داستان نفی می شود ، اول : الگویی که از ترابط آزاد و بی حد و حصر پسر و دختر دفاع می کند . زیرا دیدیم که نقل قرآنی دلیل آنکه دختران نخواستند با جنس مخالف براحتی اختلاط ، بلکه حتی ارتباط بگیرند .
دوم : الگویی که نفی مطلق ازتباط دختر و پسر می کند . این الگو نیز از نگاه قرآنی مردود است ، زیرا موسی وقتی دختران را در کنار چاه دید ، با آنها ارتباط کلامی گرفت و از مشکل آنها پرسید و این تعامل حکایت ازمشروعیت از تباط کلامی بین دختر و پسر در صورت ضرورت و نیاز دارد
.
پس الگوی مطلوب دینی در ارتباط دختر و پسر ، پذیرش ارتباط مقید و مشروطً است ، نه نفی ارتباط مطلقاً و نه وجود هر گونه ا زتباط مطلقاً
.
در آیات دیگر از قیود تعامل دو جنس مخالف ، خودداری از نگاه ناروا است ، که از آن در سوره نور 30و31 به "غض" بصر یاد شده است . در قرآن فرمان و دستور آن نیست که زن و مرد و دختر و پسر در ارتباط با هم "غمض" بصر که بستن چشم است ، داشته باشند بلکه فرمان ، غض بصر است که منظور کنترل چشم از نگاه خیره ، هوس آلود ، مریض و کنترل نشده است . و این نکته یعنی ارتباط مقید دو جنس از نگاه دینی
.

2) از جمله نکات بسیار مهم که در ترابط دختر و پسر در آیات مورد بحث مطرح شده ، شیوه راه رفتن دختر شعیب نزد موسی است . (گر چه مشهور آن است که شعیب این آیات همان شعیب پیامبر است ولی بعضی از علماء مثل عبدالله ابن عباس ، آنرا غیر از شعیب پیامبر می دانند )
در آیه 26 / قصص این قید را "مشی با حیا" ( تمشی علی استحیاء ) ذکر نموده است . در تعامل دختر با پسر مشی مبتنی بر حیاء ، عفاف ، وقار ، متانت بسیار حائز اهمیت است . زیرا شیوه حرکت ، سبک سخن گفتن ، نحوه لباس پوشیدن حامل پیام است و در هر فرهنگی ، با مخاطبش سخن می گوید
.
لازم به توضیح است که برخورد متکی به " حیا " ، با برخورهای غلط دیگر از اساس متفاوت است
.
"
حیا " یک صفت پسندیده اخلاقی است و عبارت است از کنترل ارادی رفتار خویش ، به منظور حفظ حریم بین خود و دیگران . حیا ، رفتاری است اختیاری و ارادی ، در حالیکه " شرم " ، یک نوع ناتوانی در اظهار وجود و ابراز خود است شرم و خجالت یک حالت هیجانی است که فرد در آن به شکل غیر ارادی ، از انجام عملی و یا بیان عقیده ای و یا حضور در جمع و جماعتی ، خودداری می کند . در چنین و ضعی ، فرد مضطرب است و بر رفتار خود تسلط اندکی دارد و

حال آنکه در حیاء‌ فرد بر خود مسلط است . در حیاء‌ نیز فرد از انجام دادن اعمال و بیان گفتار و یا برخورد مستقیم با فرد یا افراد اجتناب می ورزد ، لکن این اجتناب و خودداری مبتنی است بر خونسردی،آرامش و هشیاری فرد . در چنین شرایطی ، فرد علی رغم توانایی در تحقق یک عمل ، بنا به دلایلی عقلانی ، ‌از تحقق آن اجتناب می کند .
در آیه از حیاء در رفتار دختر شعیب سخن به میان آمده، اما رعایت " حیا " در تعامل دختر و پسر مختص دختران نیست . چنانچه در روایات ذیل همین آیات ، وقتی که موسی به منزل شعیب از طریق همین دختر فرا خوانده می شود ، می خوانیم که دختر برای راهنمایی از پیش او حرکت می کرد و موسی پشت سرش . باد بر لباس دختر می وزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند . حیاء و عفت موسی اجازه نمی داد ، چنین شود . از این رو به دختر گفت : من از جلو می روم ، بر سر دوراهیها و چند راهیها ، مرا راهنمایی کن
.
حاصل آنکه اولاً : دختر و پسر از هر گونه ارتباط نفی نشده اند و در صورت نیاز می توانند با هم سخن بگویند : ثانیاً : کلام ، لباس و شیوه رفتاری ، حامل بار معنایی است و زبان دارد . از این رو باید در رنگ لباس ، نوع آن ( تنگ ، کوتاه ، آستین نامناسب و ... ) ، کفش ، و انتخاب کلمات و طرز ادای آن ( با طنازی و نرم و ... ) دقیقاً رعایت حیاء را نمود ؛ ثالثاً : رعایت عفاف و حیا ویژه جنس خاصی نیست و پسر مهذب و دختر عفیف در ترابط هر دو باید رعایت همه جوانب آسیب پذیر به حیا و عفاف و وقار را بنمایند . رابعاً : مراد از حیا ، انزواگرایی ، کناره گیری و برخوردی مبتنی بر شرم نیست
.
با این توضیح برداشت آنانی که ذیل آیه گفته اند " شاید یک داستان نویس امروز که پروای قلم و نوشتن نیز نداشته باشد در ترسیم این لحظه ( زمان مواجهه دختر با موسی برای دعوت کردن به نزد پدر ) به صورت گل انداخته از شرم دختر اشاره می کرد ، اما قرآن شرم را در گامهای دختر توصیف می کند ، نه درسیمای او . بی آنکه از دست و پا گم کردن ، توصیف و نشانی باشد ." این برداشت ناصواب است ، زیرا برخورد شرم آمیزی در کار نبوده تا قرآن از دستپاچگی دختر گزارش دهد ، بلکه برخورد مسلط و مبتنی بر حیا بوده است و آیه نیز بدان اشعار دارد و برخورد شرمگینانه در ترابط دختر و پسر مذموم است و حال آنکه گام برداشتن بر گستره حیاء ممدوح و مطلوب است و این درسی است از که آن الگوی قرآنی استنتاج می گردد
.

3) امروزه آنچه در سطح جامعه ما به عنوان مشکل اساسی در سطح خانواده و محیطهای آموزشی رخ می نماید وجود روابط پنهانی بین دختران و پسران است . و حتی از جمله عوامل زمینه ساز در برقراری روابط پنهانی ، احساس رسالت برخی از دختران و پسران به منظور یافتن دوست برای یکدیگر است . در برقراری روابط پنهانی می باید به نقش عواملی که اولین پیوندها را ایجاد می کند و همین پیوندها موجبات استمرار روابط پنهانی را فراهم می آورند نیز به خوبی توجه کرد .
اما آیا از آیات مورد بحث و از این الگوی قرآنی در رابطه با معضل روابط پنهانی و راههای مواجهه با آن می توان درس و پندی آموخت ؟ به نظر می رسد که آنچه که در منابع روایی آمده گره گشاست که چون آن دو دختر بر خلاف عادت هر روزه بزودی به خانه برگشتند و گوسفندان را با خود آوردند ، پدرشان که ا ز زود آمدنشان تعجب کرده بود ، پرسید : چه سبب شد که امروز به این زودی بازگشتید ؟ دختران گفتند:مرد صالحی بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندانمان را آب داد و ما زود تر به خانه آمدیم
.
به عبارت دیگر روابط پنهانی عمیق و کثیر یکدفعه شکل نمی گیرد . با برخورد اتفاقی ، خصوصاً اگر در قالب رفع مشکل و حاجتی باشد که بر قلب و لسان آدمی اثر مطلوب بگذارد ، به سمت روابطی گسترده تر و احیانا نامطلوبتر می رود . در اینجا از راههای آسیب زدایی در ارتباط دختر و پسر آن است که همان اولین برخورد ،‌ در فضای خانوادگی مطرح شده و افراد مجربتر و والدین سرد و گرم چشیده ، راهنمایی های لازم را در اختیار نسل جوان قرار دهند . در صورتیکه دختر و پسر مشکلات و حوادث جدید و برخورد قابل توجه روزانه را با افراد مجربتر در فضای خانواده مطرح کنند و والدین نیز بتوانند نقش مفید ، راهنما و سازنده ایفاد کنند . با روابط پنهانی و ناسالمی که محتمل است متعاقب برخورد اول شکل گیرد ، گرفته می شود
.
البته واضح است که چنین اقدامی ، اولا : روابط صمیمی والدین و نوجوانان و جوانان را می طلبد . باید فرزندان محیط خانه را سالم ، امن و قابل اعتماد احساس کنند تا درد دلها و مشکلات را با والدین در میان بگذارند . ثانیا : والدین باید شرایط نسل بعدی را درک کنند و سعة‌ صدر داشته باشند ،‌ تا واقعیتها را بشنوند و به راه حلها بیندیشند . این چنین اقدامی از « انقطاع نسلها » در محیط خانواده جلوگیری نموده و ضمن ایجاد فضای سالم در نظام خانوادگی ، به راه حلهای مطلوب نیز می رسند
.
چنین پیامی را به وضوح از الگوی قرآنی روابط دختر و پسر می توان آموخت ، زیرا دختران آنچه را که رخ داده بود با پسر جوانی در خانواده مطرح می کنند و پدر حکیمانه نسبت به آن عکس العمل نشان داد
.
نه تنها دختران را در ارتباط گرفتن با آن پسر سرزنش نکرد ، بلکه دخترش را به دنبال آن فرد صالح فرستاد و
...

4) از نکاتی که در فرهنگ عامیانه ، ‌ارزش تلقی نمی شود و شاید حتی ضد ارزش نیز قلمداد شود آن است که برای تشکیل زندگی مشترک ، دختری از پسری خواستگاری نماید . حال با توجه به الگوی قرآنی مورد بحث در ارتباط دختر و پسر ،‌ پرسش اساسی آن است که آیا از نگاه دینی ،‌ برای زندگی مشترک دختر در انتخاب شریک زندگی می تواند پا پیش بگذارد یا خیر ؟
در رابطه با پرسش حاضر چند نکته قابل بحث اند :
اول : ارتباط دختر و پسر حیطه عامی دارد که یکی از موارد و مصادیق آن روابط دختر و پسر برای ازدواج است
.
روابط می تواند اداری باشد ( ارتباط دو همکار اداری یا یک فرد اداری با جنس مخالف از مراجعه کننده
)
این تعامل می تواند تحصیلی باشد و ... اما ارتباط دختر و پسر برای رسیدن به زندگی مشترک ، ارتباط عمیقتر و حساستری است و از این رو در فتاوای فقهی علیرغم حساسیت های ویژه ، آزادی عمل زیادی را در ارتباط بین دو جنس مخالف پذیرفته است مثلاً امام خمینی درباره زن و مرد و پسر و دختر که برای ازدواج اقدام می کنند بر این باور بودند که « هر یک از زوجین می توانند بدن دیگری را با شرایط ذیل به منظور تحقیق ببیند : نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد ؛ 2) ازدواج متوقف براین نگاه باشد ؛ 3) مانعی از ازدواج این دو در میان نباشد
. "
دوم : آنچه که ا زآیات مورد بحث به عنوان الگوی قرآنی تعامل ارتباط دخترو پسر استنباط می شود آن است که این یکی از دختران است که به پدرت گفت
:
"
یا اَبت استأجره ، اِن خیر من استاجرت القوی الامین " ( قصص / 26 ) ، ای پدر این مرد را به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسی که باید به خدمت برگزید ، که امین و تواناست
.
و پدر با پذیرش این پیشنهاد ، به موسی طرح ازدواج با این دختر را باشرایطی مطرح کرد ( قصص / 27 ) به عبارت دیگر ، در اصل دختر با ظرافت خاصی و به صورت غیر مستقیم ، پیشنهاد ازدواج با موسی را داد
.
اینجاست که از آیه مورد بحث می فهمیم که دختران در گزینش همسر ، خصوصاً اگر فرد مناسب و ایده آلی را سراغ دادند می توانند و باید فعال باشند ولی اگر طرح مسأله را مستقیماً ،به مصلحت نمی دادند ، با تمهید مناسب و یا با واسطه ای ، پیشنهاد خود را برای مطلوب و محبوب خود مطرح نمایند
.
پس خواستگاری دختر از پسر نیز مانند خواستگاری پسر از دختر هم " عقلا" قابل دفاع است و هم " نقلا". و در نقل نیز آیات مورد بحث شاهدی از کتاب خدا درباره خواستگاری مرد است .این تأ یید را در سیره نبوی نیز مثلاً در داستان زیر می توان دید . داستانی که با اندک اختلاف در کتب شیعه و سنی آمده است ، ا ز اینقرار : زنی آمد بخدمت پیامبر اکرم و در حضور جمع ایستاد و گفت : یا رسول الله مرا به همسری خود بپذیر . رسول اکرم در مقابل تقاضای زن سکوت کرد ، چیزی نگفت ، زن سرجای خود نشست . مردی از اصحاب بپا خاست و گفت : یا رسول الله ، اگر شما مایل نیستید ، من حاضرم . پیغمبر اکرم سوال کرد : مهر چی می دهی ؟ هیچی ندارم . اینطور که نمی شود ، برو به خانه ات شاید چیزی پیدا کنی و به عنوان مهر به این زن بدهی .... مرد خواستگار حرکت کرد برود ، رسول اکرم او را صدا کرد : آهای بیا . آمد . بگو ببینم قرآن بلدی ؟ بلی یا رسول الله ، فلان سوره و فلان سوره را بلدم . می توانی از حفظ قرائت کنی ؟ بلی می توانم . بسیار خوب درست شد . پس این زن را به عقد تو در آوردم و مهر او این باشد که تو به او قرآن تعلیم بدهی . مرد دست زن خود را گرفت و رفت
" .
سوم : اما اینکه دختر شعیب به دو ویژگی موسی اشاره داشته و گواهی می دهد : یکی اینکه او قوی و نیرومند ا ست و دیگر آنکه او امانتدار و مورد اعتماد است. این مدعای دختر خاستگاهش کجاست؟ از چه رو او می تواند به چنین باوری رسیده باشد؟ در این رابطه مفسرین از جمله گفته اند "قوت او را به هنگام کنار زدن چوپانها از سر چاه برای گرفتن حق این مظلومان و کشیدن دلو سنگین را یکه و تنها از چاه فهمیده بود و امانت و درستکاریش آن زمان روشن شد که در مسیـر خانه شعیب ، راضی نشد ، دختر جوان پیش روی او راه برود ، چرا که ممکن است باد لباس او را جابجا کند . بعلاوه از خلال سرگذشت صادقانه ای که برای شعیب نقل کرد نیز قدرت او در مبارزه با قبطیان روشن می شود . هم امانت و درستی او که هرگز با جباران سازش نکرد و روی خوش نشان نداد
.
از این الگوی قرآنی در روابط دختر و پسر ، حداقل نکته ای که در بحث اخیر می توان آموخت آن است که در صورتیکه این ارتباط قرار باشد که به زندگی مشترک منتهی گردد ، باید طرفین به ویژگیهای مناسب هم توجه کنند و این ویژگی ها باید جامع باشد هم خصایص مناسب جسمی ( در این آیه قدرت و قوی بودن مرد ) و هم خصایل مناسب روحی و اخلاقی ( در این آیه امانت و درستکاری ) را در برداشته باشد .

د ) جمع بندی و نتیجه گیری :

1 ) طرح داستانهای قرآنی ، صرفاٌ مطرح کردن قصه و یا رمانی نیست ، بلکه بار هدایتی آنها مورد توجه است و باید غایات داستانها و جوهره آنها را یافت و سرلوحه زندگی قرار داد . اگر قرآن مجید کتاب انسان سازی است و اگر اسلام دین کامل است ، باید برای مسأله روابط دختر و پسر طرح ، ایده و الگو ارائه نماید و چنین کاری در سوره قصص صورت پذیرفته و با تأمل در ابعاد موضوع می توان برای شرایط حاضر نکات اساسی در تعامل و ترابط دختر و پسر آموخت :

2 ) در این داستان قرآنی ، بازیگران و نقش آفرینان دو جنس مخالف هستند ، که هر دو فعالند ، طرفین هر دو پیامهای سازنده برای دیگران دارند . مرد داستان ، در نهایت لقب قوی و امین را از آن خود می کند و زن داستان ، صفت حیاء را به خود اختصاص می دهد و بر بال حیاء راه می رود :

3 ) در این داستان اصل ارتباط دختر و پسر ، به عنوان یک ضرورت زندگی پذیرفته شده است ولی این ارتباط ، یک ارتباط عاطفی ، پنهانی و بی حد و حصر نیست و با قیودی مورد پذیرش قرار گرفته است .

4) از نکاتی که از این الگو قابل استنتاج است اینکه دختر و پسر در روابط عادی و ضروری نه باید شرم بیجا داشته ، دستپاچه شده ، مضطرب شوند و نه باید پرخاشگری نموده و به یکدیگر اهانت کنند ، بلکه خوب است با شناخت از واقعیتهای جنس مخالف و از بین بردن ترسها ، دلهره ها ، هیجانها و نیز احساس خصومت و خشونت نسبت به یکدیگر ، با خونسردی و صلابت شخصیت با جنس مخالف برخورد نموده و از رفتار سبک ، خودنمایی و جلب توجه جنس مخالف به وظایف محوله در اجتماع عمل کنند .

5 ) اگر ارتباط دختر و پسر قرار است که به ازدواج منجر گردد ، مناسبتی ندارد که یک روابط پنهانی و مکتوم باشد ، بلکه با هماهنگ نمودن خانواده ها در شرایطی تا حد قابل توجهی می توانند از یکدیگر شناخت جسمی و روحی کسب نمایند . روابط پنهانی دختر و پسر آسیبهای فردی ، اجتماعی و ... دارد که باید از آن پرهیز نمود .

6) در روابط سالم بین دو جنس مخالف . اصل نباید برتظاهر ، ریا و خودنمایی باشد . آنانی که سعی دارند با لباسهای بسیار ویژه ، آرایشهای آن چنانی و ... برای خود ایجاد جذابیت نمایند ، قطعاٌ از ضعفی درونی رنج می برند و بدینوسیله به دنبال جبران کاستی جسمی یا روحی خود هستند . وگرنه کسی که فضیلت جسمی ، عقلی و قلبی دارد ، چه ضرورتی دارد که با حرکات تصنعی در مقابل دیگران ظاهر شود ؟ شخصیتهای رشید ، خودبخود در ارتباط و تعامل برای دیگران به جهت فضایلشان زیبا جلوه می کنند .پس درارتباط سالم دختر و پسر خوب است ، هر یک به دنبال آن باشد که توانایی های علمی ، هنری ، اخلاقی ، ورزشی ، رزمی و ... کسب نمایند و طبیعی ، قوی و سالم در مقابل یکدیگر ظاهر شوند.